پرواز2443

حداقل می دانم

اول انسانم

بعد هم اندکی شاعر!!

رسمی معمولی ست...

آورده اند که شِبلی

خود را به بهایی فروخت..

و من در پی میزان آن بهاء

خود را به تبسم یک فرشته فروختم..

تا که می فهمی ری را

ما عشق را در نمی یابیم..

همچون گُل ...که عطر خویش را

"سیدعلی صالحی"

/ 6 نظر / 16 بازدید
دریا

اگَرَم خدا بخواهد به هوای عشق کويش شب و روز آسمان را بزنم گره به مويش چو سيه شود شبانه چه هراسی ای مسافر که شبق بميرد امشب همه از جلای رويش سر و پا شکسته‌ام بين که بهای تربت دل همه دل اگر چه دريا، که يکی حباب رويش به اميد سايه داری، سر و سجده سايه‌ام شد همه پيرهن بشويم، به نَمِ نسيم خويَش تو چه خامشی به خانه، خبرت دهم خدا را همه در سماع و چرخش زِهیِ هوای هويش تو نگر که در دواير، همه هستی و زمانه هم از ابتدای زادن، عجبا دَوَد به سويش ......................................................[گل]

دریا

سحر یک شاخه گل دادی به من ، گفتی که میمانی قسم خوردی مرا میخواهی و پابند پیمانی من از روزی که با تو عهد بستم عشق را چیدم تو را از جان و دل میخواهم این را خوب میدانی تو خود گفتی تمام عشق را یک جرعه می نوشی اگر دیوانه هم باشی مرا از خود نمی رانی تو آن شعری که بی تو عشق میمیرد ، نمی ماند همه عالم سراسر جسم بی روحست و تو جانی مسیر عشق طولانیست در یک جاده ی باریک ! اگر یک جرعه " می " نوشی ، نخواهد داشت پایانی ..........................................................[گل]

دریا

ديگر اثري زعطر لبخندم نيست اين وضع خوشايند فرايندم نيست در آينه زل مي زنم و مي بينم تصوير كسي را كه همانندم نيست ..............................................[گل]

دریا

ماه ، مانند نگاه تو ، تماشایی نیست ! مثل سیمای تو اینگونه به زیبایی نیست دیر وقتیست ترا آینه ها می جویند گاه یک آینه ، وقتی که تو می آیی نیست ! خواستم شعر جدیدی به تو گویم ، دیدم با دل زخمی ام اینبار توانایی نیست شاه بیت غزلم باش بیا با من باش در کنار دل هم وحشت تنهایی نیست مگر از آینه ها سهم نگاه تو نشد ؟ پس چرا بین نگاه تو هم آوایی نیست !؟ امشب از لحظه ی دیدار غنیمت ببریم فرصتی هست که امید به فردایی نیست قایقی ساخته ام تا سفر عشق رویم بی تو این خاک کویریست و دریایی نیست .......................................................[گل]