پرواز12

پسر : من رو بیشتر از خانواده ات دوست داری؟
دختر : نه
پسر : چرا؟
دختر : خوب گوش کن و بفهم
وقتی که شروع به راه رفتن کردم و زمین میخوردم,تو نبودی که من رو از زمین بلند کنی ولی مادرم بود....
وقتی بیرون میرفتم تو نبودی که دستم رو بگیری ولی پدرم بود.
وقتی که گریه میکردم تو نبودی که اسباب بازی هات رو بهم بدی,ولی برادر و خواهرم بودن.
خانوادم برای من از همه چیز با ارزش تره..گلگل2

/ 4 نظر / 5 بازدید
یاسین

با عرض سلام و وقت بخير تا حالا در نظرسنجی های خبرساز شرکت کردی برای شرکت در نظر سنجی های خبرساز به آدرس زیر مراجعه کن http://khabarsaz.net/index.php/poll

محمد علی

لعنت بر بغض... یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، كشتی؛ تا یك لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوكوموتیوران؛ می گفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی خانوم طلا بشی و من عادت كردم كه هر چیزی را بدون اینكه دوست داشته باشم قورت بدهم... حتی بغض های نترکیده ام را...[نگران]

نرجس

و بیشتر گوش کن از این به بعد اگر با من باشی شاید بتوانم بعدها از تو عم سخن بگویم مگه نه؟ آقا محمد