پرواز2470

ما هیچ وجهان هیچ و غم وشادی هیچ

خوش نیست برای هیچ "ناخوش بودن"هورا

"ابوسعیدابوالخیر"

/ 7 نظر / 20 بازدید
๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑

ممنونم از انرژی مثبت شما خوشحالم که به دلتون نشسته ..بله چون خودمم دلتنگ بارون بودم این پست رو گذاشتم ..................خیلی خیلی سپاسگزارم از اینهمه دید زیبا نسبت به اطرافیانتون ..با ارزوی عمری طولانی ..دلی شاد ..تنی سالم و روزهایی پراز خیرو برکت و شادی برای شما[قلب][گل][لبخند][گل]

๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑

خوش نیستبرای هیچ ناخوش بودن ...چقدر زیبا و واقعا پند آموز ..کاش میشد غصه های بیهوده نخوریم ..یه ذره میریم توفکر که نه دیگه بیخیال میشم دوباره یادمون میره ...............انتخابتون 20 و نامیروان دوست عزیزم[قلب][گل][لبخند][گل]

๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑

سایه دراز لنگر ساعت روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود: می‌آمد، می‌رفت. می‌آمد، می‌رفت. و من روی شن‌های روشن بیابان تصویر خواب کوتاهم را می‌کشیدم، خوابی که گرمی دوزخ را نوشیده بود و در هوایش زندگی‌ام آب شد. خوابی که چون پایان یافت من به پایان خودم رسیدم. من تصویر خوابم را می‌کشیدم و چشمانم نوسان لنگر ساعت را در بهت خودش گم کرده بود. چه‌گونه می‌شد در رگ‌های بی‌فضای این تصویر همه گرمی خواب دوشین را ریخت؟ تصویرم را کشیدم چیزی گم شده بود. روی خودم خم شد: حفرهٔی در هستی من دهان گشود. سایه دراز لنگر ساعت روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود و من کنار تصویر زنده خوابم بودم. تصویری که رگ‌هایش در ابدیت می‌تپید و ریشه نگاهم در تار و پودش می‌سوخت. این‌بار هنگامی که سایه لنگر ساعت از روی تصویر جان گرفته من گذشت بر شن‌های روشن بیابان چیزی نبود. فریاد زدم: تصویر را باز ده! و صدایم چون مشتی غبار فرو نشست. سایه دراز لنگر ساعت روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود: می‌آمد، می‌رفت. می‌آمد، می‌رفت. و نگاه انسانی به دنبالش می‌دوید. از : سهراب سپهری [گل][گل][گل]

داداش حبیب

با سلام خدمت شما دوست عزيز و مهربانم خوشحال ميشم به وب بنده هم سر بزنيد در صورت تمايل تبادل لينک کنيم ممنونم از حضور شما http://notebook1367.mihanblog.com/ دانه اي خشک ميان سبزه هاي تر خرمني به روي نگاهش سياهي بر روي چشم هايش کاخ شد ميان لبهايش مثل شمع نگاهش تلخ لباس نامر ايش تلخ دلنوشته هايش خاطره هايش مثل خواب شيرين درياي دلش گريان راه بي بازگشتش را طي کرد

انسان

[هورا][دست][دست]عالیییییییییی

مات خدا

یه لحظه ببند چشماتو … ببین چ نعمت هایی رو دیگه نداری .. فقط یه لحظه .. خدایا شکرت ..